دوشنبه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۱۸ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه فرهنگی،مذهبی شهدای نیاک

سایت شهدای نیاک مرجع نرم افزارهای مذهبی ومقالات،بیانات رهبری،زندگینامه شهدا،کتاب های مذهبی،صوت وتصویر،جشنواره های شهدای نیاک،مداحی مناسبت های مذهبی،بانک صوت وتصویر،آرشیوفیلم های مذهبی،کلیپ های مذهبی،سخنرانی علما،خبرهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی مذهبی،نظامی،کتابخانه،نرم افزارهای قرآنی،امام خمینی ره،ویژه نامه مذهبی،کودک ونوجوان،محرم،ماه مبارک رمضان،عاشورا و تاسوعا حسینی،امربه معروف ونهی از منکر،حجاب عفاف،سبک زندگی اسلامی

بایگانی

محبوب ترين ها

پيوندها

مداحان وشعرا

شخصیت های سیاسی ونظامی

شبکه های اجتماعی

امام خامنه‌ای: آمریکایی‌ها بدانند اگر جنگی راه بیندازند این بار جنگ منطقه‌ای خواهد بود

 بخش خبری رهبری انقلاب

امام خامنه‌ای: آمریکایی‌ها بدانند اگر جنگی راه بیندازند این بار جنگ منطقه‌ای خواهد بود ۰ نظر

امام خامنه‌ای: آمریکایی‌ها بدانند اگر جنگی راه بیندازند این بار جنگ منطقه‌ای خواهد بود

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خوشامد عرض میکنم به همه‌ی برادران عزیز و خواهران عزیز که امروز این حسینیّه را با نفَس گرم خودشان، با حضور خودشان، مبارک و منوّر کردند. یک جمله در باب دوازدهم بهمن عرض میکنم که روز مهمّی است؛ یک جمله هم در باب این فتنه‌ی یکی دو هفته پیش عرض میکنم ــ توضیحی برای اینکه این چه پدیده‌ای بود، چه اتّفاقی بود که افتاد ــ یک جمله‌ی کوتاهی هم درباره‌ی آمریکا عرض خواهم کرد. اینها مطالبی است که من یادداشت کرده‌ام که به برادران عزیز و خواهران عزیز عرض کنم.

امّا در مورد دوازدهم بهمن. دوازدهم بهمن حقّاً یک روز استثنائی است. در دوران سال، روزهایی هست که شما میدانید واقعه‌ای در این روز اتّفاق افتاده، روز مهمّی است، روز بزرگی است؛ این روزها در تاریخ ثبت میشود به عنوان یک حادثه، به عنوان یک قضیّه‌ی مهم؛ لکن بعضی از روزها هستند که انسان اینها را فراتر از برجستگی و فراتر از تاریخی بودن مشاهده میکند؛ اینها روزهای تاریخ‌سازند؛ واقعه‌ای که در آن [روز] اتّفاق افتاده، در واقع مسیر حرکت تاریخ را جابه‌جا کرده و تغییر داده؛ روز دوازدهم بهمن از این قبیل است.

امام در دل تهدیدها به تهران آمد؛ در دل تهدیدها! شما جوانها آن روزها را ندیده‌اید. تهدید آمریکا بود، تهدید رژیم بود، تهدید تروریست‌ها بود؛ بعدها معلوم شد که اینها چه برنامه‌هایی داشتند برای آمدن امام. در دل این تهدیدها، امام با جرئت و با قدرت به تهران آمد؛ وارد تهران شد و ملّت، یکپارچه مقدم امام را گرامی داشتند. آن استقبالی که در روز دوازدهم بهمن از امام شد، تا آن جایی که ما اطّلاع داریم، در تاریخ و در زمان خود ما که جمعیّت‌ها زیاد شده، امکانات زیاد شده، سابقه ندارد؛ این استقبال عجیب از امام [شد]!

خب یک رهبری، یک بزرگی، یک امامی وارد جامعه شد، جامعه هم او را در آغوش گرفت که یک حادثه‌ی مهمّی بود؛ لکن امام نگذاشت این استقبال بی‌نظیر به صورت تشریفات باقی بماند. این‌جور اتّفاقات، گاهی فقط تشریفات است؛ می‌آیند به یکی احترام میکنند، بعد هم متفرّق میشوند میروند؛ او هم میرود، اینها هم میروند. امام نگذاشت که این حادثه‌ی عظیم به صورت تشریفات برگزار بشود؛ از همان ساعت اوّل، شروع کرد به کار.

اوّلاً اوّل‌کاری که امام کرد، اسقاط نظام [پادشاهی] را در همان روز ورود اعلام کرد. امام در بهشت زهرا، در مقابل جمعیّت میلیونی سخنرانی کرد و اسقاط نظام پادشاهی را ــ که میگفتند چند هزار سال سابقه دارد ــ و تبدیل آن به یک نظام نو و جدید با خصوصیّات مهم و برجسته و بزرگ را اعلام کرد. خب این نظام جدیدی که امام مژده‌ی آن را در ورود به تهران در روز دوازدهم بهمن داد، خصوصیّات متعدّدی داشت که حالا بعضی از آنها را شاید اشاره کنم؛ لکن [طبق] آنچه امام فرمودند، دو خصوصیّت اساسی و پایه‌ای، دو خصوصیّت مهم در این نظام وجود دارد:

یکی اینکه حکومت فردی و استبدادی را تبدیل میکند به حکومت مردمی؛ که این خیلی مهم است. مردم در کشور هیچ‌کاره بودند؛ حتّی وزرا و دولتها و مانند اینها هم هیچ‌کاره بودند؛ همه‌کار، همه‌چیز در یک مجموعه، در یک دربار پخت‌وپز میشد و اجرا میشد. این [حکومت] تبدیل شد به حکومت مردمی؛ یعنی مردم اعلام نظر کنند، انتخاب کنند، اختیار کنند.

خصوصیّت دوّم، تبدیل فرآیند ضدّ دینی حاکم بر کشور، به فرآیند اسلامی و دینی [بود]. اگر کسی خاطرات رجال دوران پهلوی را ــ که بعدها یا در همان زمان نوشتند ــ بخواند، میبیند، میفهمد که اینها داشتند ایران را به سمت یک مجموعه‌ی کاملاً ضدّ دین حرکت میدادند؛ حرکتی میدادند که در آن هیچ نشانه‌ای از اسلام و از دین و از قرآن نباشد؛ کشور بتدریج به این سمت حرکت [میکرد].

امام مسیر را ۱۸۰ درجه عوض کرد ــ البتّه کشور را یک‌باره نمیشود صد درصد منطبق با دین کرد ــ حرکت، حرکتی دینی شد و تدریجاً به سمت دین [حرکت کرد]. اگر ماها ــ ما مسئولین ــ درست به آن وظایف عمل میکردیم، تا حالا آن اتّفاق افتاده بود؛ یعنی واقعاً کشور دینی شده بود. واقعاً ماها ــ بعضی از دولتها، بعضی از مسئولین، بعضی از کسانی که میتوانستند کاری بکنند ــ کوتاهی کردیم؛ کارهایی باید میکردیم، نکردیم؛ کارهایی نباید میکردیم، کردیم؛ ولی باز در عین حال، حرکت، همان حرکتی بود که امام پایه‌گذاری کرد؛ یعنی ما در این فرآیند دینی و اسلامی پیشرفت کردیم.

[البتّه] یک خصوصیّت دیگری که این حاکمیّت نوین داشت و در بیانات امام ذکر میشد، و در بین این خصوصیّاتی که امام ذکر میکردند خیلی مهم بود و استکبار را دستپاچه میکرد، عبارت بود از بریدن دست آمریکا از ایران. امام در بیانات خودشان از اوّل، قطع نفوذ و دخالت آمریکا در ایران را اعلام کردند که حالا من بعداً در پایان صحبت، در این زمینه چند جمله‌ای عرض خواهم کرد. این هم یک خصوصیّت که این، همان خصوصیّتی بود که آمریکایی‌ها را دستپاچه کرد. آنچه آنها را از ساعت اوّل بیش از همه دستپاچه کرد، ناراحت کرد، به تلاش وادار کرد، به دشمنی وادار کرد این بود که [اعلام شد] نفوذ و دخالت در کشور ما ممنوع؛ کشور مال ملّت ایران است، خودشان و منتخبینشان باید تصمیم بگیرند.

در مورد مردمی بودنِ انقلاب و مردمی بودن حکومت ــ که گفتیم این خصوصیّت [نظام اسلامی] بود ــ کاری که امام کرد، [این بود که] مردم را، ملّت ایران را با توانایی‌های خودش، با ارزشهای خودش آشنا کرد. امام بیان مؤثّری داشت؛ سخن امام در دلها می‌نشست. امام ملّت ایران را به طور کامل متوجّه کرد که چه توانایی‌های بزرگی دارند. این کلمه‌ی «ما میتوانیم» خیلی مهم است. ماها که قبل از انقلاب زندگی کردیم، حتّی ماها که اهل مبارزه بودیم، واقعاً همه معتقد بودیم ایرانی‌ها کاری نمیتوانند بکنند! «نمیتوانیم» بر همه‌ی افکار مردم حاکم بود؛ امام آمد این را زیرورو کرد، اعلام کرد «میتوانیم». او را با ارزشهای خودش آشنا کرد، او را با توانایی‌های خودش آشنا کرد. ملّت ما در دوران پهلوی‌ها و قاجاری‌ها به یک ملّت تحقیرشده تبدیل شده بود. ملّت ایران با آن سوابق، با آن تمدّن، با آن علم، با آن دانشمندان، با آن کتابخانه‌های عظیم و بزرگ، از اوایل قاجار تا تمام دوران پهلوی تبدیل شد به یک ملّت تحقیرشده،‌ به یک ملّت عقب‌افتاده؛ در علم عقب‌افتاده بودیم، در فنّاوری عقب‌افتاده بودیم، در سیاست عقب‌افتاده بودیم؛ ایران هیچ تأثیری در سیاستهای منطقه‌ای نداشت، سیاستهای جهانی که به جای خود!

من یک وقت اینجا یک ماجرایی را نقل کردم(۱) که بعد از جنگ جهانی [اوّل]، از کشورهای دنیا دعوت کردند که بیایند در کنفرانس پاریس راجع به مسائل بین‌المللی تصمیم‌گیری کنند؛ از ایران یک هیئت بزرگی بلند شدند رفتند پاریس که در آن کنفرانس شرکت کنند؛ راهشان ندادند! هیئت ایرانی رفت پشت در منتظر [ماند]، روزهای متعدّد گذشت، اجازه ندادند که وارد این جلسه بشوند. ایرانِ باعظمت را، ایران متمدّن را، ایرانی که یک روزی منشأ علم و فلسفه و همه‌چیز در دنیا بوده و همه از او استفاده میکردند، به اینجا رسانده بودند؛ این‌جور تحقیرشده، این‌جور کوچک! در علم، در فنّاوری، در سیاست، در سبک زندگی، در اعتبار بین‌المللی، در تصمیم‌های منطقه‌ای، در همه‌ی اینها ملّت ایران در دوران پهلوی و دوران قاجار عقب‌افتاده و تحقیرشده بود؛ نه یک اختراعی، نه یک کار مهمّی، نه یک حرکت برجسته‌ای.

«امام» ملّت را نسبت به این عقب‌افتادگی حسّاس کرد تا ملّت احساس کند که «چرا باید ما عقب‌افتاده باشیم؟ چرا باید ما خودمان تولید نکنیم، خودمان نسازیم، خودمان ارائه ندهیم، خودمان در دنیا حرف نداشته باشیم؟ چرا؟». امام حسّاس کرد ملّت را؛ حسّ توانایی را در ملّت ایران زنده کرد؛ امام بزرگوار اعتماد به ‌نفْس را در ملّت دمید؛ ملّت ایران اعتماد به ‌نفْس دارد. الان شما دیگر مثلاً‌ در قبال فلان ملّت اروپایی، حتّی ملّت آمریکا احساس ضعف نمیکنید، احساس کوچک‌تر بودن نمیکنید. میگویید میتوانیم، میکنیم؛ و کرده‌اید! در این چهل و چند سال، کارهای بزرگی در این کشور انجام گرفته که قبلاً حتّی فکرش را هم نمیشد کرد امّا انجام گرفت. همین الان هم همین‌جور است. البتّه پنهان میکنند؛ ما هم تبلیغاتمان ضعیف است. الان هزاران شرکت مربوط به این جوانها هست که مشغول کار شده‌اند و خودشان دارند کار میکنند؛ دستگاه‌های مهم، کارهای بزرگ. این دانشجویانی را که بعضی از دستگاه‌ها برداشتند بردند و بعضی از این کارهای صنعتی را در گوشه و کنار کشور ــ نه‌فقط در تهران ــ نشانشان دادند، تعجّب کردند، باورشان نمی‌آمد! چه کسی باور میکرد که یک روزی برسد که ایران یک سلاحی درست کند که آمریکا از روی آن تقلید کند؟(۲) به عقل کسی میرسید؟ امّا این شد، این اتّفاق افتاد. امام این روح اعتماد به ‌نفْس را در مردم دمید، روحیه‌ی امید را، روحیه‌ی بلندپروازی را در آنها دمید.

خود امام هم مظهر این امید بود؛ مظهر این امید بود. اصلاً هیچ مشکلی در مقابلش وجود نداشت. [میگفت:] خرّمشهر باید فتح شود! حالا ما آنجا بودیم، خرّمشهری که از اطراف در محاصره‌ی لشکرها [بود]؛ «خرّمشهر باید آزاد شود»؛ یک کلمه! یعنی اطمینان داشت که این کار شدنی است. گفت، جوانها [هم] همّت کردند، و شد. خودش مظهر این امید بود و مردم را هم به سمت این امید حرکت میداد. امروز هم اگر این وسوسه‌های شیاطین خبیث ــ واقعاً خبیث ــ [نباشد] همین‌جور است؛ بعضی از داخل، بعضی از خارج که مدام وسوسه میکنند که جوان ایرانی امید ندارد، آینده ندارد و مانند اینها؛ بله، به کوری چشم شما، هم امید دارد، هم آینده دارد، هم آینده را میسازد، هم پیش میرود.

بیست‌ودوّم بهمن را دوازدهم بهمن به وجود آورد. بیست‌ودوّم بهمن به آن عظمت را دوازدهم بهمن به وجود آورد. اگر دوازدهم بهمن نبود، اگر آمدن امام نبود، اگر آن استقبال عظیم مردمی نبود، بیست‌ودوّم بهمن اتّفاق نمی‌افتاد. روز جمهوری اسلامی را که دوازدهم فروردین است، دوازدهم بهمن به وجود آورد؛ پیشرفتهای این کشور را دوازدهم بهمن به وجود آورد. روز مهمّی است، تاریخ‌ساز است. روز دوازدهم بهمن که امروز باشد، حقیقتاً یک روز تاریخ‌ساز است؛ این را فراموش نکنیم. به برکت لطفی که خدای متعال به امام بزرگوار داشت، این انجام گرفت و بحمدالله تا امروز هم ادامه دارد. البتّه دوازدهم بهمن این برکات را داشت، دشمنی آمریکا را هم داشت. دشمنی آمریکا از همان روز دوازدهم بهمن بیشتر از پیش علنی شد، نشان داده شد و گفته شد. این هم بود که حالا [راجع به] این هم بعداً یک کلمه‌ای عرض میکنم. این، درباره‌ی دوازدهم بهمن.

امّا فتنه‌ی اخیر؛ این فتنه‌ای که هجدهم و نوزدهم دی‌ماه اتّفاق افتاد. اوّلاً تعبیر بنده این است که این فتنه، فتنه‌ی آمریکایی و صهیونی بود. قبلاً هم من در یک روز دیگری در این جلسه گفتم،(۳) این کسانی که آمده بودند اغتشاش میکردند، دو دسته بودند، دو جور آدم بودند: یک جور آدمهای سردسته، یک جور هم پیاده‌نظام و «هَمَجُ الرَّعاع».(۴) آن سردسته‌ها آموزش‌دیده بودند؛ پول گرفته بودند، آموزش دیده بودند، بهشان یاد داده بودند چه جوری حرکت کنید، چه جوری حمله کنید، به کجا حمله کنید، چه جوری جوانها را جمع کنید، چه جوری با آنها حرف بزنید؛ همه‌ی اینها را به سردسته‌ها یاد داده بودند، آموزش داده بودند. خیلی از آن سردسته‌ها گرفتار شدند، دستگیر شدند، اعتراف کردند به این چیزها. یک عدّه هم جوانهای هیجانی بودند که سروصدایی بود، راه افتادند آمدند؛ درباره‌ی آنها خیلی مشکلی نداریم. فتنه، فتنه‌ی آمریکایی بود؛ نقشه، نقشه‌ی آمریکا بود. نه‌فقط آمریکا، بلکه صهیونی؛ رژیم صهیونی هم همراه بود. «آمریکا» که میگویم، فقط یک ادّعا نیست؛ از راه‌های اطّلاعاتیِ امنیّتیِ مخفیِ پیچیده و پیچ‌درپیچ هم به دست ما نرسیده. البتّه چرا، اطّلاع داریم از خیلی از خصوصیّات، امّا آنچه واضح میکند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیس‌جمهور ایالات متّحده(۵) است؛ اوّلاً صریحاً خطاب به این اغتشاشگرها میگفت «مردم ایران»! حالا روز بیست‌ودوّم دی‌ماه چند میلیون ‌آدم در تهران و در شهرستان‌ها جمع شدند، آنها مردم ایران نبودند، [امّا] این چند هزار نفر مردم ایران بودند! به اینها میگفت «مردم ایران»، بعد هم گفت «بروید جلو، بروید جلو، من دارم می‌آیم!».(۶) پس فتنه‌، فتنه‌ی آمریکایی بود.

این مطلب را توجّه داشته باشید که این فتنه، اوّلین فتنه‌ی پدیدآمده‌ی در تهران نبود، آخرینش هم نیست؛ بعد از این هم از این قضایا خواهیم داشت. اوّلین فتنه نبود، آخرین فتنه هم نخواهد بود؛ بعد از این هم از این قضایا ممکن است اتّفاق بیفتد. بالاخره ما یک کشوری هستیم، یک فکر جدیدی داریم، یک راه جدیدی داریم، با منافع قلدرهای عالم در اصطکاکیم، در برخوردیم؛ همیشه باید منتظر بود. و حالا اینها تا کِی ادامه پیدا میکند؟ تا آن وقتی که ملّت ایران به جایی برسد که ثبات و استقامت و تسلّطش بر امور، دشمن را مأیوس کند؛ که باید البتّه به اینجا برسیم، و میرسیم.

قبل از این فتنه هم این خیابانهای تهران شاهد جنایاتی بودند، شاهد حوادثی بودند؛ در سی‌ام خرداد سال ۶۰، منافقین در همین خیابانهای تهران با تیغ موکت‌بری به جان بسیجی‌ها افتاده بودند! ما از این قضایا زیاد دیده‌ایم؛ این اوّلی‌اش نبود، آخری‌اش هم نیست. انسان در همه‌ی این حوادث دست بیگانگان را مشاهده میکند؛ و به طور خاص در این حوادث، دست آمریکا را، دست رژیم صهیونیستی را مشاهده میکند.

البتّه در این فتنه‌ی اخیر و قبل از این در بقیّه‌ی حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعله‌ها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.

خب چند خصوصیّت در این فتنه بود که من مایلم این دو سه‌ خصوصیّت را عرض بکنم:

یکی اینکه اغتشاشگرها خودشان را پشت اعتراضات آرام مردم بازاری پنهان کردند؛ این یکی از خصوصیّات بود. یعنی درواقع بازاری‌ها را سپر خودشان قرار دادند؛ مثل بعضی از افراد جنایتکار در بعضی از شهرها، در بعضی از جاهای دنیا که وقتی با نیروهای مهاجم مواجه میشوند، بچّه‌ها و زنها و مانند اینها را جلو می‌نشانند، خودشان پشت آنها قرار میگیرند. فتنه‌گرها پشت سر بازاری‌ها پنهان شدند. بازاری‌ها اعتراض داشتند؛ در خیابان هم آمده بودند، بعضی‌شان دکّانهایشان را هم بسته بودند ــ من آن دفعه در یک جلسه‌ای مثل همین جلسه گفتم که حرفشان هم حرف منطقی و درستی بود(۷) ــ اینها آمدند پشت آنها پنهان شدند، برای اینکه شناخته نشوند؛ لکن بازاری‌ها باهوش بودند، مطلب را فهمیدند؛ تا دیدند [این جریان]  اغتشاشگر است، تا دیدند به جای حرکت آرامِ در خیابان به کلانتری حمله میکند، فهمیدند که این اغتشاشگر است، خودشان را جدا کردند، کنار رفتند و اینها را تنها گذاشتند.

یک خصوصیّت دیگر اینکه این فتنه شبیه کودتا بود؛ یعنی بعضی‌ها هم در دنیا از این فتنه‌ای که اتّفاق افتاد، تعبیر کردند به کودتا؛ گفتند در ایران کودتایی راه افتاد که البتّه سرکوب شد، امّا کودتا بود. یعنی چه کودتا بود؟ یعنی هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در اداره‌ی کشور بود. به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند؛ این از جهت مادّی؛ به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند؛ این هم از جهت معنوی. آنچه کشور را اداره میکند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا.

یک نکته‌ی دیگر که در مورد این فتنه وجود دارد و خوب است به آن توجّه داشته باشید، این است که نقشه و طرّاحی این فتنه در خارج اتّفاق افتاده بود، مربوط به داخل نبود. بله، یک عدّه داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند. از خارج دستور داده میشد، یعنی اینها با خارج تماس داشتند، البتّه همین سردسته‌ها؛ سردسته‌ها تماس داشتند با خارج، آنها میگفتند حالا این کار را بکنید، حالا به فلان جا حمله کنید، حالا به فلان خیابان بروید؛ این چیزها را از خارج بهشان میگفتند و با استفاده‌ی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطّلاعاتی به دست می‌آوردند و اینها را راهنمایی میکردند.

بنده از یک طریقی مطّلع شدم که یک عنصر آمریکاییِ مؤثّر در حکومت، به این طرفِ ایرانی‌اش گفته بود که در این قضیّه‌ی اخیری که در ایران اتّفاق افتاد، سازمان سیای آمریکا و سازمان موسادِ رژیم صهیون، همه‌ی امکانات خودشان را به صحنه آوردند! این را یک آمریکایی اعتراف کرد، گفت دو دستگاه جاسوسی فعّال و معتبر، یعنی سیا و موساد، همه‌ی امکاناتشان را به میدان آوردند و در عین حال شکست خوردند. نقشه بیرون کشیده شده بود، از بیرون اداره میشد و دستور داده میشد.

یکی از خصوصیّات دیگر این فتنه این بود که این سردسته‌های آموزش‌دیده موظّف بودند کشته‌سازی کنند، کشته به وجود بیاورند. هیچ دشمنیِ ویژه‌ای هم با بعضی از افراد نداشتند امّا باید کشته به وجود می‌آمد. لذا اینها به مراکز نظامی و انتظامی حمله‌ی مسلّحانه میکردند، با سلاح شخصی پیشرفته حمله میکردند، برای اینکه از آن طرف هم عکس‌العمل نشان داده بشود و عدّه‌ای کشته بشوند. به این هم اکتفا نمیکردند؛ حتّی همان پیاده‌نظامی را هم که خودشان با تبلیغات به میدان آورده بودند، از پشت سر میزدند! به بنده اطّلاع دادند که بعضی از این مجروحین حادثه از پشت سر مورد حمله قرار گرفته‌اند؛ یعنی حتّی به افراد خودشان هم رحم نمیکردند؛ چرا؟ برای اینکه عدد کشته‌ها برود بالا. متأسّفانه موفّق هم شدند. البتّه دشمن بیشتر از این کشته [میخواست]؛ آن‌قدر که میخواسته نشده؛ [امّا]  ادّعا میکند. خب از مثل اینها، دروغ گفتنِ این‌جوری بعید نیست؛ [تعداد کشته‌ها را] ده‌ برابر و بیشتر از ده برابر معرّفی میکنند.

هدف دشمن بر هم زدن امنیّت کشور بود؛ [اینکه] در درجه‌ی اوّل امنیّت کشور را به هم بزنند. وقتی امنیّت نباشد، هیچ چیزی نیست. وقتی امنیّت نباشد، تولید هم نیست، نان هم نیست، درس و بحث هم نیست، مدرسه هم نیست، تحقیقات هم نیست، علم هم نیست، پیشرفت هم نیست؛ همه‌ی اینها در سایه‌ی امنیّت به وجود می‌آید. این کسانی که امنیّت کشور را حفظ کردند، حقّ حیات به گردن ماها، به گردن همه‌ی مردم دارند. اگر بچّه‌ی ما میتواند در خیابان به مدرسه برود، به خاطر امنیّت است؛ [اگر] امنیّت نباشد، بچّه‌ی شما مدرسه هم نمیتواند برود؛ خودتان هم درِ دکّان نمیتوانید بروید، به محلّ کار هم نمیتوانید بروید؛ آن جوانی که مشغول تحقیقات و مشغول پژوهش است، نمیتواند پژوهش بکند. میخواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند، خوشبختانه مردم توی دهن اینها زدند و روز بیست‌ودوّم دی، میلیونی بیرون آمدند، نشان دادند خودشان را، گفتند مردم ایران یعنی این؛ و علیه فتنه‌گر شعار دادند. مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند.

البتّه من این را هم عرض بکنم که این فتنه را ــ حالا شاید یا اتّفاقی بوده یا محاسبه‌شده بوده؛ من این را نمیتوانم ادّعا کنم ــ در وقتی انجام دادند که مسئولین کشور، مسئولین دولتی، رئیس‌جمهور(۸) و دیگران، در حال طرّاحی یک بسته‌ی اقتصادی برای کشور هستند. نقشه‌ی اقتصادی کشور را دارند طرّاحی میکنند، اقدام میکنند، عمل میکنند که وضع را بهتر کنند، پیش ببرند؛ در این وقت این فتنه را به وجود آوردند. حالا اینکه آیا تصادفی بوده یا حساب‌شده بوده، این را من نمیتوانم ادّعا کنم.

یکی دیگر از خصوصیّات این فتنه، خشونت بود؛ مثل داعش. داعش را چه کسی به وجود آورد؟ همین رئیس‌جمهور فعلی آمریکا در دوران انتخابات اوّلی‌اش صریحاً گفت که این داعش را ما به وجود آوردیم، آمریکایی‌ها به وجود آوردند، وزیر خارجه‌ی آمریکا به وجود آورد. خود آن وزیر خارجه هم که یک زنی بود،(۹) گفت و در خاطراتش نوشت که داعش را ما ایجاد کردیم، برای تصرّف عراق و سوریه.

این داعش را هم اینها به وجود آوردند؛ این هم یک داعش دیگر است و کارهایش مثل کارهای او است. آن روز عرض کردم که داعش، افراد را نابود میکرد، سر‌به‌نیست میکرد با تهمت بی‌دینی، و اینها افراد را سر‌به‌نیست میکنند به خاطر دین‌دار بودن؛ فرقشان فقط این است، وَالّا همان قشون است. اینها هم مثل داعش آدمها را آتش زدند! ببینید چقدر قساوت میخواهد، چقدر بی‌رحمی میخواهد که انسانِ زنده را آتش بزنند! آتش زدند، خراب کردند، سرها را بریدند! اینها هم همان کارهایی را که داعش میکرد انجام دادند. خشونت یکی از خصوصیّات اینها بود.(۱۰)

خب حالا که این شعار را شما دادید و اسم آمریکا را آوردید، ما هم وارد بحث آمریکا بشویم. آخرین صحبت من راجع به آمریکا است. مسئله‌ی آمریکا و ایران چیست؟ در این تقابلی که وجود دارد و چهل و چند سال است ایران و آمریکا دشمنی دارند، مسئله چیست؟ به  نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود؛ آن دو کلمه هم این است که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است. گفت رفتم خواستگاری، همه‌چیز تمام شده، موضوع در دو کلمه باقی مانده: من میگویم ما دختر شما را میخواهیم، آنها میگویند غلط میکنید!(۱۱) حالا ملّت ایران به طرف مقابل گفته غلط میکنی؛ یعنی جرم ملّت ایران [این است]؛ دعوا سر این قضیّه است.

ایران شما، کشور شما، جاذبه‌های زیادی دارد: نفت ایران جاذبه دارد، گاز ایران جاذبه دارد، معادن غنیّ ایران جاذبه دارد، موقعیّت راهبردی و جغرافیایی ایران جاذبه دارد؛ خیلی خصوصیّاتِ دیگر هست. ایران یک کشوری است که یک قدرتِ زیاده‌طلبِ متجاوز، به طور طبیعی به چنین کشوری چشم طمع میدوزد؛ ایران یک چنین کشوری است. خب میخواهند این کشور را تصرّف کنند، همچنان که قبلاً تصرّف داشتند. حدود سی سال آمریکایی‌ها در ایران بودند، منابع دستشان بود، نفت دستشان بود، سیاست دستشان بود، امنیّت دستشان بود، ارتباطات با دنیا دست آنها بود، همه‌چیز دست آنها بود؛ سی سال هر کاری دلشان خواست کردند؛ [حالا] دستشان قطع شده، میخواهند برگردند همان وضع زمان پهلوی را دوباره داشته باشند، ملّت ایران هم محکم ایستاده، سینه سپر کرده و مانع است. دشمنی [به خاطر] این است، دعوا سر این است. بقیّه‌ی حرفها [مثل] حقوق بشر و مانند اینها حرفهای مفتی است که آنها میزنند؛ مسئله، مسئله‌ی این است. او طمع دارد، ایران هم محکم ایستاده و محکم هم خواهد ایستاد، و به امید خدا طرف را از موذیگری و اذیّت کردن مأیوس خواهد کرد.

این هم که می‌بینید گاهی صحبت جنگ میکنند که ما با فلان جور هواپیما می‌آییم چنین میکنیم، جدید نیست؛ در گذشته هم آمریکایی‌ها بارها در حرفهای خودشان تهدید میکردند که «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است». «همه‌ی گزینه‌ها» یعنی از جمله گزینه‌ی جنگ؛ این را همیشه میگفتند دیگر: «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است». حالا این آقا هم همین‌طور مرتّباً ادّعا میکند که بله، ما ناو آوردیم و کارهایی مانند این کردیم! به نظر من ملّت ایران را از این چیزها نباید ترساند؛ ملّت ایران تحت تأثیر این حرفها قرار نمیگیرد و از برخورد حق نمیهراسد. ما شروع‌کننده نیستیم، ما نمیخواهیم به کسی ظلم بکنیم، نمیخواهیم به کشوری حمله بکنیم، امّا به آن کسی که طمع داشته باشد، بخواهد حمله بکند و اذیّت بکند، ملّت ایران مشت محکمی خواهد زد. البتّه این را هم آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

 بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان سراسر کشور (۱۴۰۳/۹/۵)
 اشاره به ساخت پهپاد لوکاس توسّط آمریکا که از روی پهپاد شاهد ۱۳۶ ایران ساخته شده.
 بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم (۱۴۰۴/۱۰/۲۷)
 انسانهای فرومایه و سرگردان. (برگرفته از نهج‌البلاغه، حکمت ۱۴۷)
 دونالد ترامپ
 خنده‌ی حضّار
 بیانات در دیدار خانواده‌ی شهید سلیمانی و شهدای جنگ دوازده‌روزه‌ی تحمیلی در سالروز ولادت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)
 آقای دکتر مسعود پزشکیان
 هیلاری کلینتون
(۱۰ شعار «مرگ بر آمریکا»
(۱۱ خنده‌ی حضّار

نماهنگ | خدا کافی است...

 بخش خبری رهبری انقلاب بانک فیلم جنگ ودفاع مقدس

نماهنگ | خدا کافی است... ۰ نظر

نماهنگ | خدا کافی است...

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همه‌ی مردم ایران رواج بدهد.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۹

آیا باید بترسیم؟! این فیلم هشت دقیقه‌ای را ببینید.

رسانه KHAMENEI.IR براساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره وقایع تاریخی جنگ احد و پیروزی مسلمانان در این جنگ بر مشرکان، نماهنگ «خدا کافی است...» را منتشر میکند.

بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید:

* در صدر اسلام، در جنگ اُحد، مسلمانها ضربه خوردند؛ شخصیّتی مثل حمزه سیّدالشّهدا به شهادت رسید؛ شخصیّتی مثل علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السّلام)، امیرالمؤمنین، سرتاپا مجروح شد؛ به خود شخص شخیص پیغمبر اکرم ضربه وارد شد؛ تعدادی شهید شدند؛... منافقین دیدند زمینه‌ی خوبی است برای وسوسه کردن، برای بهره‌برداری تبلیغاتی از این وضع، شروع کردند وسوسه کردن: اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم؛[گفتند] «همه علیه شما دست به دستِ هم داده‌اند، بترسید»... خدای متعال به خاطر این قضیّه وحی نازل کرد؛ آیه‌ی قرآن [میفرماید:] «اِنَّما ذٰلِکُمُ الشَّیطانُ یُخَوِّفُ اَولِیاءَهُ فَلا تَخافوهُم»؛ این شیطان است که دوستان خودش را دارد میترساند، از آنها نترسید. مشت محکم قرآن بر دهان منافقین وسوسه‌کننده فرود آمد. ۱۴۰۳/۱۰/۰۲

* رفتند آنها را شکست دادند و برگشتند: فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضل؛ یک مقدار زیادی غنیمت آوردند و هیچ مشکلی هم برایشان پیش نیامد، دشمن را ناکام کردند و برگشتند. ۱۴۰۱/۰۴/۰۷

* امروز هم ممکن است بعضی‌ها بیایند بین ما شایعه درست کنند که مثلاً «فلان دولت، فلان گروه، فلان ابرقدرت، فلان مجموعه دارند علیه شما توطئه میکنند، خلاصه بیچاره شُدید»... اینجا هم همان است: فَزادَهُم ایمانًا وَقالوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل. البتّه «حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل» با نشستن گوشه‌ی خانه جور در نمی‌آید؛ بایستی آمد وسط میدان، کما اینکه آنها رفتند وسط میدان. درس این است: بروید وسط میدان، کاری را که لازم است انجام بدهید و بگویید «حَسبُنَا اللهُ وَنِعمَ الوَکیل». ۱۴۰۰/۰۱/۲۵

* کار دشمن دلهره‌ افکندن است. کار دشمن این است که دلهره بیندازد، بترساند، ناامید کند؛ این کار دشمن است، کار شیطان است؛ مال امروز هم نیست، همیشه بوده... فَلا تَخافوهُم وَ خافونِ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ؛ [خدا میفرماید] شما که مؤمن هستید، از اولیای شیطان، از پیروان شیطان، از قدرتهایی که قدرتهای شیطانی هستند نترسید؛ از من بترسید، از انحراف از صراط مستقیم بترسید. ... بعد پیغمبر فرمود که فقط آن کسانی که امروز در اُحد زخمی شدند، باید شمشیر دست بگیرند، بیایند بیرون؛ دیگران حق ندارند بیایند؛ ببینید، این[طور] است! شما زخمی شدید، همین شما که زخمی شدید و مجروح شدید، باید شمشیر دست بگیرید بیایید بیرون.... امروز این شیطانها از طریق رادیو و تلویزیون و فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و امثال اینها مرتّب مشغول کارند برای اینکه بترسید. نه، نترسید، فَلا تَخافوهُم، از آنها نترسید؛ از انحراف از راه خدا بترسید. ۱۳۹۷/۱۱/۱۹

* پیغمبر فرمود شهدا را بردارند و به مدینه بیاورند - احد نزدیک مدینه است - راه افتادند، آمدند وارد مدینه شدند... آن زمان هم این افراد بودند، امروز هم از این قبیل افراد هستند. اینها شروع کردند توی مدینه خبر را منتشر کردن. گفتند آقا پدرمان درآمد؛ اینها به ما حمله میکنند؛ بترسیم، چه، چه، چه. بنا کردند توی دل مردم را خالی کردن... شبِ آن روزی که این حادثه‌ی تلخ اتفاق افتاده بود، برای پیغمبر خبر آوردند که یک عده از مشرکین بعد از آنکه از مدینه دور شدند، به این فکر افتاده‌اند که حالا که مسلمانها شکست خوردند، خوب است ما حمله کنیم و کار مسلمانها را تمام کنیم...  اول یک عده‌ای شاید تعجب کردند، بعد دیدند عجب حکمی است. کسانی که آن روز در جنگ احد بودند، آسیب هم دیده بودند، خسته هم بودند، بلافاصله جمع شدند. پیغمبر گفت بروید این قضیه را تمام کنید و برگردید... مؤمنین آن کسانی هستند که وقتی شایعه‌پراکن‌ها آمدند گفتند علیه شما آنجا جمع شدند و بترسید، «فزادهم ایمانا»؛ اما این ترس که به وجود نیامد، انگیزه و ایمان آنها تقویت و بیشتر هم شد. «و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل»؛ گفتند خدا کافی است، کار موکول به خداست. ببینید این چه معرفت عظیمی است ... وقتی دو عنصر همراه شد؛ یعنی شما از یک طرف به خدا توکل کردید، از خدای متعال استمداد کردید، خدا را حاضر و ناظر دانستید، خدا را صاحب کار خودتان دانستید، و از طرف دیگر همه‌ی نیرویتان را پای کار آوردید، این میشود همان شکل درست. «قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل».... میخواهند ما اینها را به یاد داشته باشیم. اینها فقط تاریخ نیست، خاطره نیست؛ اینها درس است. میخواهند من و شما این حقایق را به یاد داشته باشیم و اینها را در زندگیمان اعمال کنیم. ۱۳۸۹/۰۴/۲۳

خط حزب‌الله ۵۱۸ | انسجام ملت و دولت؛ نیاز امروز

 بخش خبری رهبری انقلاب

خط حزب‌الله ۵۱۸ | انسجام ملت و دولت؛ نیاز امروز ۰ نظر
* پانصد و هجدهمین شماره هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «انسجام ملّت و دولت؛ نیاز امروز» منتشر شد. 

* سرمقاله این شماره مروری بر دلایل حمایت رهبر انقلاب از دولت و مسئولین داشته است.

* همچنین در ستون آخرین خبر این هفته‌نامه به بخشی از بیانیه ۳۵۰۰ نفر از اهالی فرهنگ و رسانه در حمایت از رهبر انقلاب و اتحاد مقدس ملّت اشاره شده است.

* نیروهای مؤمن و انقلابی سراسر کشور می‌توانند در چاپ و توزیع این نشریه در مساجد و هیئت‌های مذهبی شهر و منطقه سکونت خود مشارکت کنند.

* این شماره خط حزب‌الله به روح مطهر شهید سیدحسین روح‌الامین، تقدیم شده و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را مرور کرده است.

زندگینامه شهید مسعود درزی

 بخش خبری زندگینامه شهدای نیاک

زندگینامه شهید مسعود درزی ۰ نظر

زندگینامه شهید مسعود درزی

استان : مازندران
شهرستان : آمل
وضعیت تاهل : مجرد

یگان : لشگر 10 سید الشهدا

نوع عضویت : ارتش - سرباز

مذهب : شیعه

دین : اسلام‌‌
نام پدر : اکبر

تحصیلات : راهنمایی
نام مادر : خدیجه حسنی نیاکی
مکان شهادت : کردستان

محل شهادت : سردشت

تاریخ شهادت : 1365/12/24
نحوه شهادت : اصابت گلوله به سر و پا

شهر : آمل
گلزار : امام زاده ابراهیم

خط حزب‌الله ۵۱۷ | فرعون امروز هم سرنگون خواهد شد

 بخش خبری رهبری انقلاب

خط حزب‌الله ۵۱۷ | فرعون امروز هم سرنگون خواهد شد ۰ نظر

خط حزب‌الله ۵۱۷ | فرعون امروز هم سرنگون خواهد شد

* پانصد و شانزدهمین شماره هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «فرعون امروز هم سرنگون خواهد شد» منتشر شد. 

* سرمقاله این شماره مروری بر دلایل سرنگونی مستکبران عالم، براساس بیانات رهبر انقلاب از سال ۱۳۵۳ تا ۱۴۰۴ داشته است.

* نیروهای مؤمن و انقلابی سراسر کشور می‌توانند در چاپ و توزیع این نشریه در مساجد و هیئت‌های مذهبی شهر و منطقه سکونت خود مشارکت کنند.

* این شماره خط حزب‌الله به روح مطهر شهید سیدجمال دربان فلک، تقدیم شده و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را مرور کرده است.

رهبر انقلاب:ماهیت فتنه اخیرفتنه آمریکایی بودبلعیدن ایران هدف این فتنه بود

 بخش خبری رهبری انقلاب

رهبر انقلاب:ماهیت فتنه اخیرفتنه آمریکایی بودبلعیدن ایران هدف این فتنه بود ۰ نظر

رهبر انقلاب:ماهیت فتنه اخیرفتنه آمریکایی بودبلعیدن ایران هدف این فتنه بود

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

تبریک عرض میکنم به همه‌ی برادران و خواهران عزیزی که تشریف دارید و به همه‌ی ملّت ایران و به همه‌ی مسلمانان جهان، همه‌ی آزادی‌خواهان جهان، عید شریف و بزرگ مبعث را. ان‌شاءالله که یاد آن روز دلها را روشن کند، راه را به ما نشان بدهد، و بتوانیم از حقیقت مبعث استفاده کنیم.

روز بعثت رسول اکرم روز بسیار مهمّی است؛ یعنی مهم‌تر از آن هیچ روزی را در طول تاریخ بشر نداریم. روز بعثت، در واقع، روز تولّد قرآن است؛ قرآنِ سراپا حکمت و سراپا نور؛ به تعبیر امیرالمؤمنین، روز «نور ساطع» است؛ ایشان میفرمایند «اَلنّورُ السّاطِع».(۱) روز تربیت انسان کامل است؛ یعنی از این روز، برنامه‌ریزی برای تربیت انسانهای کامل که مصداق اتمّش ائمّه‌ی هدیٰ (علیهم السّلام) هستند، فراهم شد. روز نقشه‌ی تمدّن اسلامی است؛ یعنی در این روز بود که در واقع، تمدّن اسلامی آغاز شد و نقشه‌ی عظیم و تاریخی و ماندنیِ آن که امروز هم در دسترس من و شما است، آن روز به عالمِ وجود آمد. و روز برافراشتن پرچم عدل و برابری و برادری است، و از این قبیل. فضایل روز مبعث را ماها نمیتوانیم بگوییم؛ یعنی فهم ما، زبان ما، دل ما کوچک‌تر از آن است، قاصرتر از آن است که بتوانیم اهمّیّت بعثت پیغمبر را بیان کنیم. بله، امیرالمؤمنین میتواند بگوید، و فرموده. شما مراجعه کنید به نهج‌البلاغه؛ خطبه‌ی دوّم نهج‌البلاغه درباره‌ی بعثت پیغمبر است که [خدا] او را چگونه مبعوث کرد و در چه شرایطی و با چه وضعیّتی؛ در بعضی از خطب دیگر نهج‌البلاغه هم این معنا ذکر شده است.

من فقط یک نکته را در باب بعثت عرض بکنم که به درد امروز ما هم بیش از دیگر حرفهایمان میخورد و آن، این است که بعثت پیغمبر، مظهر تمدّن واقعی بشر است؛ یعنی اگر بشریّت بخواهد به بهترین وجه زندگی کند، باید با برنامه‌ای که در بعثت ارائه شد [زندگی کند]؛ با آن برنامه است که میتواند خوب زندگی کند.

امّا این حادثه، این رویداد، در کجا اتّفاق افتاد؟ بعثت در کجا و در چه شرایطی [اتّفاق افتاد]؟ بعثت در بدترین شرایط قابل تصوّر اتّفاق افتاد؛ در میان مردمی که از لحاظ اخلاقی، از لحاظ عملی، از لحاظ فکر، از لحاظ دل، بدترین، شقی‌ترین، لجوج‌ترین، عصبی‌ترین، ظالم‌ترین، زورگوترین افراد در جوامع آن روز محسوب میشدند؛ عربستان این‌جوری بود. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) درباره‌ی شرایط آن روز میفرماید که «فَالهُدىٰ خامِلٌ‌ وَ العَمىٰ شامِل‌»؛(۲) مشعل هدایت بکلّی خاموش بود، یعنی هیچ هدایت به حقایق پاکیزه‌ی عالمِ وجود وجود نداشت؛ وَ العَمىٰ شامِل؛ کوری هم عمومی بود؛ یعنی امیرالمؤمنین یک ‌چنین وضعی از مردم مکّه و مدینه و آن حدودی که پیغمبر در آنجا مبعوث شد تصویر میکند. نادان بودند، بی‌سواد بودند، لجوج‌ بودند، متعصّب بودند، فاسد بودند، متکبّر بودند ــ با همه‌ی این صفات پلیدی که در آنها بود، تکبّر هم بود ــ ظالم بودند، بینشان اختلاف طبقاتی بود. بزرگشان هم بد بود، کوچکشان هم بد بود؛ ظالمشان، مظلومشان، غلامشان، اربابشان. در یک ‌چنین فضائی مبعث به وجود آمد، اسلام متولّد شد، قرآن نازل شد؛ در یک ‌چنین فضائی.

خب اسلام بر پایه‌ی عقل و ایمان است. کلّ برنامه‌های اسلامی را با عقل و ایمان باید سنجید و فهمید و عمل کرد. اینها نه عقل داشتند، نه ایمان. پیغمبر وارد این جامعه شد؛ یعنی این بیانات الهی را، وحی الهی را، کلام خدا را برای یک ‌چنین مردمی تلاوت کرد و توانست در طول مدّت سیزده سال ــ که سیزده سال زمانی [طولانی] نیست ــ از بین همین مردم، عمّار درست کند، ابوذر درست کند، مقداد درست کند؛ از بین همین مردم!

معلّمی وارد کلاسی بشود که بچّه‌ها همه سربه‌هوا، بی‌هوش، بی‌توجّه، بی‌استعداد، بی‌علاقه‌ی به درس، بعد بتواند در ظرف مدّت معیّنی بچّه‌های شسته، رفته، آماده، باسواد، فهمیده تربیت کند؛ این را شما در نظر بگیرید، این را هزاران برابر کنید، میشود وضع بعثت پیغمبر و مکّه؛ یعنی قوّت اسلام، قوّت دین الهی، قوّت احکام و معارف الهی این‌قدر است که میتواند از آن‌چنان انسانهایی، آن‌چنان شرافتهای بی‌نظیری را به وجود بیاورد. ابوذر کم‌انسانی نیست. همین ابوذر در دوران جاهلیّت این‌جوری بود، عمّار یک جور دیگر، آن یکی یک جور دیگر.

این حرف برای امروز ما مهم است. من میخواهم این ادّعا را بکنم، بگویم که امروز هم اسلام همین قوّت را دارد. امروز جوامع بشری به همان صفات مبتلا هستند منتها با ادبیّات دیگر، با شیوه‌ی دیگر؛ همان ظلم آن روز، امروز هم هست؛ آن تکبر، امروز هم هست؛ آن فساد، امروز هم هست.

می‌شنوید دیگر در خبرهای دنیا در این چند ماه گذشته: جزیره‌ی فساد درست کردن،(۳) شوخی است؟ فسادهای اخلاقی، فسادهای عملی، ظلم، زور، زورگویی، دخالت، به هر کسی دستشان برسد بزنند، به هر کسی دستشان برسد، هر جا بتوانند چنگ بیندازند؛ بشر همان بشر است منتها ادبیّاتش فرق کرده، ظاهرش فرق کرده. امروز با اُدکلن و کراوات و کت و شلوار و لباس قشنگ می‌آید وسط میدان؛ همانها هستند، فرقی نکرده‌اند. امروز بشریّت ــ البتّه این را که میگویم مال همه‌ی بشریّت نیست ــ در بسیاری از جوامع، بالخصوص غربی دچار این آفتند؛ حق‌کشی میشود،‌ ضعیف‌کشی میشود.

همان ابوجهل امروز هم هست، همان ابن‌مغیره‌ی‌ مخزومی امروز هم هست. «اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ» درباره‌ی ابن‌مغیره است؛ اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ؛ «قُتِلَ» یعنی مرگ بر او. «فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَر»(۴) تا آخر آیات مبارکه. امروز هم همانها هستند؛ همانها هستند که دارند بر میلیون‌ها انسان حکومت میکنند، زیردستی‌ها را هم با خودشان به سمت جهنّم دارند میبرند. در قرآن درباره‌ی فرعون میفرماید: یَقدُمُ قَومَهُ یَومَ القِیامَةِ فَاَورَدَهُمُ النّار؛(۵) فرعون در روز قیامت، مثل همین دنیا که رئیس مردمش بود، آنجا هم رئیس است، جلودار است؛ او را راه می‌اندازند طرف جهنّم و پشت‌سری‌هایش را [هم] میریزند در جهنّم. اینها خودشان دارند به سمت جهنّم حرکت میکنند، خودشان در معنای واقعی و ملکوتی، در جهنّم قرار دارند، مردمشان را هم دارند به سمت جهنّم میبرند. خب این دنیای امروز است.

اسلام همان اسلام است؛ این اسلام، میتواند دنیای امروز را از این رو به آن رو کند؛ میتواند. ما میتوانیم ــ ما، نه لزوماً من و شما ــ این طرف‌داران اسلام، معتقدان به اسلام، مؤمنان به اسلام میتوانند دنیا را از سراشیبی فساد به سمت ارتفاعات صلاح و نجات و شرافت بیرون بکشند؛ میتوانند از طرف جهنّم بکشند به طرف بهشت؛ امروز هم میشود. امروز هم میشود منتها یک شرط دارد: وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون؛ «اَنتُمُ الاَعلَون» یعنی همین: میتوانید دنیا را پشت‌ سر خودتان راه بیندازید؛ امّا کِی؟ «اِن کُنتُم مُؤمِنین»؛(۶) ایمان لازم است. خب من و شما یک ایمانی داریم الحمدلله، خدا را شکر، امّا این ایمان، ایمان ابوذر نیست؛ عملمان را باید درست کنیم، کارمان را باید درست کنیم، دلمان را باید درست کنیم. اگر توانستیم این کارها را بکنیم، به نصیحت قرآن، به نصیحت اسلام، به نصیحت پیغمبر گوش فرابدهیم، به نهج‌البلاغه اهمّیّت بدهیم و عمل بکنیم، ما هم همان چیزی را خواهیم داشت که آن روز پیغمبر داشت، همان کاری را خواهیم توانست کرد که پیغمبر آن روز کرد؛ میتوانیم دنیا را برگردانیم به سمت صلاح؛ جوامع تحت سلطه‌ی همین آدمهای ناباب را میتوان تبدیل کرد به جامعه‌ی پیشرفتِ انسان‌ساز، اگر چنانچه ان‌شاء‌الله «اِن کُنتُم مُؤمِنین‌» تحقّق پیدا کند. بایستی مراقبت کنیم، به آنچه میدانیم عمل کنیم، از گناه پرهیز کنیم. ایمان امروز ما ایمان ابوذرساز نیست. البتّه خوشبختانه در جمهوری اسلامی، به صورت فردی، افراد ابوذرگونه داشته‌ایم؛ [از قبیل] همین شهدای بزرگ، نامدار و بعضی حتّی گمنام؛ اینها هستند امّا جامعه باید تغییر پیدا کند، صلاح باید سراسر جامعه را فرابگیرد.

خب، روز مبعث چنین روزی است، چنین ایمانی عرضه شد و کسانی که آن را قبول کردند، کسی مثل امیرالمؤمنین بود؛ علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السّلام) این ایمان را قبول کرد، جناب خدیجه این ایمان را قبول کرد؛ در درجه‌ی اوّل، کسان دیگری نبودند. خب حالا این راجع به مبعث بود که عرض کردیم.

من میخواهم چند جمله راجع به این فتنه‌ی اخیر عرض بکنم. یک فتنه‌ای واقع شد، یک مقداری مردم را اذیّت کرد، آزار داد، به کشور ضرر زد ــ فتنه است دیگر ــ بعد هم به توفیق الهی، به دست مردم و به دست مسئولان و مأموران وقت‌شناس و کاربلد، بحمدالله این فتنه خاموش شد. باید فتنه را بشناسید. من اینجا چند مطلب را میخواهم عرض بکنم: اوّل اینکه ماهیّت فتنه را بفهمیم؛ اصلاً این فتنه چه بود، برای چه به وجود آمد. دوّم اینکه ابزار عامل این فتنه چه بودند، چه کسانی بودند؛ ظاهرش را که نگاه میکنی یک جوانی است، امّا قضیّه چیست؟ یک مطلب دیگر راجع به این [است] که ما در مقابل این کاری که دشمنِ ما با ما کرد، چگونه موضع میگیریم و چه کار میکنیم. چند مطلب را کوتاه عرض میکنم.

اوّلاً ماهیّت فتنه. این یک فتنه‌ی آمریکایی بود. واضح بود؛ آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند، فعّالیّت کردند. هدف آمریکایی‌ها هم ــ این را من قاطع، صریح، با تجربه‌ی چهل‌وچندساله‌ی در جمهوری اسلامی عرض میکنم ــ بلعیدن ایران است. این سلطه‌ای که اینها بر این کشور داشتند، به دست مردم، به دست جوانها، به دست آحاد مردم در سراسر کشور و با رهبری امام بزرگوار از بین رفت؛ و از اوّل انقلاب تا امروز، اینها به فکرند که این سلطه را برگردانند؛ یعنی باز ایران را تحت سلطه‌ی نظامی خودشان، تحت سلطه‌ی سیاسی خودشان، تحت سلطه‌ی اقتصادی خودشان قرار بدهند؛ هدف این است. این مربوط به رئیس‌جمهور فعلی آمریکا(۷) هم نیست؛ این مربوط به این شخصی که الان رئیس‌جمهور است، نیست؛ این مربوط به سیاست آمریکا است. سیاست آمریکا این است که کشوری با این خصوصیّات را در یک چنین مرکز حسّاس جغرافیایی، با این امکانات، با این وسعت، با این جمعیّت، نمیتوانند تحمّل کنند؛ چنین کشوری، با این پیشرفتهایی که دارد از لحاظ علمی، از لحاظ فنّاوری در بخشهای مختلف میکند، برای آمریکایی‌ها قابل تحمّل نیست. همان «اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ»: نشست فکر کرد [که چه کند]. اینها نمیتوانند تحمّل کنند. این مربوط به آنها است.

البتّه در گذشته وقتی فتنه‌ای از این قبیل ــ که خب فتنه‌های متعدّدی داشته‌ایم ــ در کشور اتّفاق می‌افتاد، غالباً مطبوعاتی‌های آمریکا، سیاسیّون درجه‌ی دوّم آمریکا یا کشورهای اروپایی دخالت میکردند؛ در این فتنه این خصوصیّت بود که شخص رئیس‌جمهور آمریکا، شخص خود او، در این فتنه دخالت کرد، حرف زد، اظهارنظر کرد، تهدید کرد، فتنه‌گران را تشویق کرد؛ پیغام داد از آمریکا به این کسانی که حالا بعد خواهم گفت چه کسانی بودند، که بروید جلو، نترسید؛ گفت از شما حمایت میکنیم، حمایت نظامی میکنیم؛ یعنی خود رئیس‌جمهور آمریکا، وارد فتنه شد و جزو فتنه است. یک عدّه، یک تعدادی، این مجموعه‌ای که تخریب کردند و آتش زدند و رفتند و کارهای خلاف کردند و آدم کشتند، اینها را [به عنوان] ملّت ایران معرّفی کرد؛ یعنی تهمت بزرگی به ملّت ایران زد؛ گفت اینها ملّت ایرانند و من میخواهم از ملّت ایران دفاع کنم. اینها جرم است. این دلایلی که عرض کردم، دلایل مستندی است، یعنی هیچ چیز پنهانی وجود ندارد؛ آشکارا گفت، آشکارا حرف زد، آشکارا تشویق کرد. پشت ‌سر هم مستنداتی داریم که کمک کردند؛ هم آنها، هم رژیم صهیون، کمک کردند که حالا آن را هم مختصراً عرض خواهم کرد. ما رئیس‌جمهور آمریکا را مجرم میدانیم؛ هم به خاطر تلفات، هم به خاطر خسارات، هم به خاطر تهمتی که به ملّت ایران زد.

مطلب دوّم درباره‌ی عوامل فتنه است و اینهایی که در صحنه بودند؛ اینها که بودند؟ اینها دو دسته بودند: یک دسته، یک جمعی که دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضی‌ها را هم در همین‌جا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید، چه جوری ترس ایجاد کنید، چه جوری از دست پلیس فرار کنید؛ پول حسابی هم بِهِشان داده بودند؛ یک عدّه اینها بودند که اینها که سردسته‌ی این جمعیّت بودند، خودشان به خودشان میگویند لیدر؛ «ما لیدرهای این جماعت هستیم»؛ سردسته‌ها؛ یک عدّه اینها بودند. بحمدالله تعداد زیادی از اینها بازداشت شدند، دستگیر شدند؛ نیروهای نظامی و انتظامی و امنیّتی در این زمینه خوب کار کردند. عدّه‌ی زیادی از این عوامل خبیث و مجرم ــ که اینها مجرمند ــ دستگیر شدند.

دسته‌ی دوّم، با رژیم صهیونیستی و با فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند، نوجوان خامی است که با او حرف میزنند، تحت تأثیر قرارش میدهند، هیجان برایش به وجود می‌آورند؛ جوانها هم هیجانی‌اند، نوجوان‌ها هیجانی‌اند، می‌آیند وارد میدان میشوند، کارهایی میکنند که نباید بکنند، شیطنت‌هایی میکنند که نباید بکنند. اینها پیاده‌نظامند؛ مأموریّتشان این است که بروند به یک جایی حمله کنند: یک پاسگاه، یک خانه، یک اداره، یک بانک، یک مرکز صنعتی، یک مرکز برق؛ مأموریّتشان اینها است. آن سردسته اینها را جمع میکند، هر کدامشان، ده نفر، بیست نفر، پنجاه نفر را جمع میکنند، راهنمایی میکنند که «باید بروید اینجا، این کار را بکنید و جنایت بکنید»؛ و متأسّفانه میکنند. جنایات زیادی واقع شد. در این فتنه، همین عوامل نادان و ناآگاه با سردستگیِ آن عناصر خبیث و آموزش‌دیده، کارهای بدی کردند، جنایتهای بزرگی انجام دادند. ۲۵۰ مسجد را خراب کردند؛ بیش از ۲۵۰ مرکز آموزشی و علمی را خراب کردند، از بین بردند؛ به صنعت برق ضربه زدند؛ به بانک‌ها ضربه زدند؛ به مجموعه‌های درمانی ضربه زدند؛ به فروشگاه‌های شامل ارزاق مردم ضربه زدند؛ به مردم آسیب زدند. اینها چند هزار نفر را به قتل رساندند؛ بعضی‌ها را با شدّتِ غیر انسانی، یعنی کاملاً وحشیانه، به قتل رساندند. به یک مسجدی حمله میکنند، چند نفر جوان میروند داخل آن مسجد که دفاع کنند، درِ مسجد را میبندند، مسجد را آتش میزنند، مسجد و آن چند نفر جوان در آ‌تش میسوزند! من حالا عرض خواهم کرد که خود این، نقشه است، خود این جزئیّاتِ کار در یک نقشه‌ی عمومی از پیش آماده شده، فراهم شده، بنا گذاشته شده که این‌جور عمل کنند و این‌‌جور حرکت کنند. تعدادی از مردم کوچه و بازار را، مردم بی‌گناه را، دختر سه‌ساله(۸) را، مرد را، زن بی‌دفاع و بی‌گناه را کشتند. اسلحه داشتند؛ هم اسلحه‌ی گرم داشتند، هم اسلحه‌ی سرد داشتند؛ بهشان داده بودند. این اسلحه‌ها از خارج آمده بود؛ برای همین آمده بود که بین عناصر فتنه‌انگیز تقسیم بشود و این جنایات به وقوع بپیوندد. خب، این هم عوامل فتنه؛ عوامل فتنه اینها هستند.

البتّه ملّت ایران کمر فتنه را شکست. با حرکت میلیونی ملّت ایران در روز بیست‌ودوّم دی‌ماه، بیست‌ودوّم دی‌ماه [هم] یک روز تاریخی مثل بیست‌ودوّم بهمن شد؛ یعنی بیست‌ودوّم دی‌ماه را ملّت ایران ساخت و یک افتخار دیگر بر افتخارات خود افزود. در روز بیست‌ودوّم دی، ملّت ایران در تهران با چند میلیون جمعیّت و در شهرهای مختلف با جمعیّت‌های انبوه و فراوان توانستند به دهان پُرگوی مدّعیان مشت محکمی بزنند. بحمدالله این کار را کردند، فتنه را خواباندند. [این] کار ملّت ایران است.

البتّه در مطبوعات وابسته‌ی به صهیونیست‌ها در دنیا ــ که غالب این خبرگزاری‌ها مال صهیونی‌ها است ــ آن عدّه‌ی معدود فتنه‌گر را بزرگ کردند، و گفتند اینها ملّت ایرانند؛ [امّا] این جمعیّت عظیم مردم در تهران و شهرستان‌ها را بعضی‌هایشان اصلاً اسم نیاوردند، بعضی هم گفتند چند هزار نفر! عادتشان این است، باید [چنین] بکنند؛ عیب ندارد. واقعیّت غیر از این است؛ واقعیّت همین است که شما دارید به چشم خودتان می‌بینید، در شهر خودتان یا در تهران مشاهده میکنید.

امّا مسئله‌ی رفتار ما. خب، ملّت ایران آمریکا را شکست داد. آمریکایی‌ها با مقدّمات فراوان این فتنه را راه انداخته بودند برای مقاصد بزرگ‌تری که قبلاً اشاره کردم؛ این فتنه مقدّمه‌ی کارهای بزرگ‌تری بود. ملّت ایران [آمریکا را] شکست داد. بعد از آن جنگِ چندروزه در چند ماه قبل از این که آنجا ملّت ایران آمریکا را و صهیون را شکست داد، امروز هم آمریکا را به فضل الهی شکست داد. این درست است، امّا کافی نیست. بله، فتنه را خاموش کردیم، امّا این کافی نیست؛ آمریکا باید پاسخگو باشد. باید دستگاه‌های مختلف ما از وزارت خارجه و دستگاه‌های گوناگون دیگر، دستگاه‌های مرتبط با این کار، دنبال کنند این قضیّه را. ما کشور را به سوی جنگ نمیبریم؛ ما بنا نداریم کشور را به طرف جنگ ببریم امّا مجرمان داخلی را هم رها نمیکنیم. بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بین‌المللی‌اند؛ آنها را هم رها نمیکنیم. باید با شیوه‌های خودش، با روش درست، این کار دنبال بشود، تعقیب بشود و به توفیق الهی ملّت ایران همان‌طور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند.

مطلب آخر من. در این حادثه، در مبارزه‌ی با این فتنه‌ی آمریکایی و صهیونی، مسئولان انتظامی و امنیّتی و سپاه و بسیج حقیقتاً‌ جان‌فشانی کردند، واقعاً جان‌فشانی کردند؛ شب و روز نداشتند، تا توانستند فتنه را که با مقدّمات فراوان، با خرج هزینه‌ی فراوان دشمن به وجود آمده بود، بکلّی پاک کنند و از بین ببرند. مسئولین کشور هم همه همکاری کردند. ملّت ایران هم حرف آخر را زد و به طور قاطع قضیّه را تمام کرد، امّا با وحدت. من توصیه‌ی همیشگی را میخواهم عرض بکنم: اوّلاً وحدت بین مردم حفظ بشود؛ دعواهای جناحی و سیاسی و خطّی و غیره بین مردم رواج پیدا نکند. با هم یکی باشید؛ در دفاع از نظام اسلامی، در دفاع از کشور ایران، ایران عزیز، همه با هم باشند، در کنار هم باشند.

مسئولین هم ــ مسئولین ذی‌ربط در بخشهای مختلف هم ــ حقیقتاً کار کردند. رئیس‌جمهور محترم،(۹) و دیگر رؤسای کشور، فعّالیّت کردند؛ وسط میدان بودند و کار کردند. این‌جور نباشد که چون بنده خبر ندارم از کاری که دیگری کرده، همین‌طور مدام ایراد کنم که آقا چرا چنین و چرا فلان [است]؛ نه، همه کار کردند. من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیس‌جمهور و دیگران در یک ‌چنین شرایط مهمّ بین‌المللی و داخلی اهانت بشود، بشدّت پرهیز میکنم و نمیگذارم و منع میکنم، نهی میکنم کسانی را؛ حالا ممکن است در مجلس باشد، ممکن است بیرون مجلس باشد، ممکن است هر جا باشد. قدر اینها را ما بدانیم؛ قدر مسئولینی که وقتی یک ‌چنین حادثه‌ای برای کشور پیش می‌آید، از مردم کناره نمیگیرند. گاهی ما در گذشته داشته‌ایم که مردم وسط میدان بودند، مسئولین تماشا میکردند، گاهی هم علیه مردم یک حرفی میزدند. این دفعه، نخیر، مسئولین در کنار مردم بودند، در بین مردم بودند، با مردم حرکت کردند، با همان هدف تلاش کردند، کار کردند. این باید قدرشناسی بشود؛ این خیلی مهم است. توصیه‌ی مؤکّد من نسبت به شخص رئیس‌جمهور و مسئولین قوا، رؤسای دیگر قوا و رؤسای فعّال کشور است؛ بگذارید اینها کارشان را بکنند، تلاششان را بکنند و خدمت بزرگی را که بر عهده دارند انجام بدهند.

البتّه وضع اقتصادی وضع خوبی نیست؛ معیشت مردم حقیقتاً مشکل دارد؛ بنده میدانم این را. آنها هم در این زمینه‌ها بایستی دو برابر کار کنند. برای کالاهای اساسی، برای نهاده‌های دامی، برای ارزاق لازم، برای نیازهای عمومی مردم، مسئولین دولتی باید دو برابرِ همیشه کار کنند؛ با جدّیّت بیشتری باید کار کنند؛ در این تردیدی نیست. هم آنها وظایفی دارند، هم ما مردم وظایفی داریم؛ باید به وظایفمان عمل کنیم. اگر ما به وظایف عمل کردیم، خدای متعال به کار ما برکت خواهد داد. پروردگارا! این برکت را به کار ما عنایت بفرما.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

 

(۱ نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۲

(۲ نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۲

(۳ جزیره‌ای خصوصی از جزایر ویرجین آمریکا که به عنوان مخفیگاه و پناهگاه برای قاچاق زنان جوان و دختران زیر سنّ قانونی، جهت سوءاستفاده از آنان مورد استفاده قرار میگرفت و بسیاری از مهمانان صاحب این جزیره، از سراسر جهان و از بالاترین سطوح جامعه بودند.

(۴ سوره‌ی مدّثّر، آیات ۱۸ تا ۲۲؛ « آرى، [آن دشمن حق] اندیشید و سنجید؛ کُشته بادا! چگونه [او] سنجید؟ [آرى،] کشته بادا، چگونه [او] سنجید. آنگاه نظر انداخت، سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید.»

(۵ سوره‌ی هود، بخشی از آیه‌ی ۹۸

(۶ سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی ۱۳۹؛ «و اگر مؤمنید، سستى مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید.»

(۷ دونالد ترامپ

(۸ از جمله، ملینا اسدی، دختر سه‌ساله‌ی کرمانشاهی که به دست تروریست‌های مسلّح به شهادت رسید.

(۹ آقای دکتر مسعود پزشکیان